الشيخ الطوسي ( مترجم : عبد الحسين مشكوة الدينى )

مقدمهء مترجم 20

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى )

قدم ذاتى تعبير مىشود . شيخ طوسى مطالب خود را بر طبق اين سير تكاملى ذهن در چندين فصل تنظيم نموده ، و خلاصه‌اش از اين قرار است كه مىگويد : الف ) در مرحله اول ، نخستين چيزى كه ادراك مىشود ، دگرگونىهاى محسوس است ، كه در جهان كلى بزرگ ديده مىشود . و شيخ ثابت مىكند كه اين دگرگونىها حقيقى است نه آن كه تخيلى و موهوم باشد . ب ) مرحله دوم ، به اثبات اين قضيه مىپردازد ، كه هيچ دگرگونى ، خود به خود در چيزى پديد نمىآيد ، و هيچ جسمى ، تغيير حالت نمىدهد ، مگر آن كه نيروئى از خارج بر آن وارد شده باشد و كارى روى آن انجام گرديده باشد و اين همان اصلى است ، كه ارسطو از آن وجود محرك اولى را ثابت مىكند . ج ) نتيجه از آن دو مقدمه اين است كه سرزدن كار ، و تأثير ، به نيروى مؤثر نياز دارد ، كه صفت قدرت و قوت نام دارد ، و شيخ از اين‌جا ثابت مىكند ، كه نيروى انجام دادن كار ، يا قدرت ، در عالم موجود است ، هرچند وجود ذات و چيزى كه اين نيرو ، متعلق به آن باشد ، هنوز مسلم نيست . د ) ذهن انسان ، پس از رسيدن به اين مرحله ، به جدا كردن وقايع متناسب و مرتبط با يكديگر ، و يا متضاد با يكديگر ، مىپردازد ، و آنها را از هم جدا مىبيند ، و ملاحظه مىكند كه با تغيير دادن شرايط ، گاهى كارى با كار ديگر متناسب ، يا غير متناسب مىشود ، و اين را ، دليل بر وجود نيروى تطبيق و مقايسه ، و ادراك و محاسبه ، ما بين كارها مىبيند ، و آن نيرو از صفت دانائى حكايت مىكند بدون توجه به اين كه ذاتى موجود باشد ، و اين صفت ، به او وابستگى داشته باشد . ه ) سپس ، از اين كه مىبينيم ، صفت توانائى و دانائى ، بدون صفت زندگى پيدا نمىشود ، به وجود اين صفت پى مىبريم ، بدون توجه به وجود ذاتى كه داراى اين صفت‌ها باشد . و ) پس از آن پى مىبريم كه چون با صفت دانائى ، كارها را با يكديگر متضاد يا متناسب درك كرديم ، پس انجام شدن يكى از آن كارها در هرموردى ، نياز به نيروى انتخاب و برگزيدنش دارد ؛ پس كارهاى جبرى و طبيعى را از ارادى ، جدا مىكنيم و به وجود صفت اختيار ، از آن پى مىبريم . ز ) پس از پيمودن اين مراحل ، چون كسانى به وجود ارباب انواع ، اعتقاد داشتند ، و براى هريك از صفات ، وجود جداگانه‌اى مستقل ، و غير متعلق به هيچ ذاتى مىپنداشتند ، شيخ براى از بين بردن اين عقيده ، از راه تضايف ، پيش رفته ، و مىگويد ، ميان هرقضيهء دانسته شده ، و توانسته شده ، و برگزيده شده ، با ذاتى كه